•Sunday, August 02, 2009
یادم میاد کلاس سوم دبستان زنگ آزمایشگاه داشتیم، آزمایشگاه علوم.
چند جلسه از کارمون به کپک مربوط میشد.
بار اوّل همه در گزارش آزمایشمون نوشتیم کپک. معلّم مون هم برای همه خطّ قرمز کشیده بود و نوشته بود: کفک!
از همون بار دوم تقریباً همه و بعدتر کاملاً همه نوشتن کفک، امّا من باز نوشتم کپک!
و هر بار معلّم خطّ قرمز کشید و نوشت کفک.... تا بار آخر که دیگه هیچی ننوشت.
انگار به این نتیجه رسیده بود که در مورد من کاری نمیتونه بکنه!
امّا شاید اگه اون بار هم می نوشت کفک، من هم بعد از اون برای همیشه می نوشتم کفک....ء
چند جلسه از کارمون به کپک مربوط میشد.
بار اوّل همه در گزارش آزمایشمون نوشتیم کپک. معلّم مون هم برای همه خطّ قرمز کشیده بود و نوشته بود: کفک!
از همون بار دوم تقریباً همه و بعدتر کاملاً همه نوشتن کفک، امّا من باز نوشتم کپک!
و هر بار معلّم خطّ قرمز کشید و نوشت کفک.... تا بار آخر که دیگه هیچی ننوشت.
انگار به این نتیجه رسیده بود که در مورد من کاری نمیتونه بکنه!
امّا شاید اگه اون بار هم می نوشت کفک، من هم بعد از اون برای همیشه می نوشتم کفک....ء

0 comments: