•Wednesday, October 07, 2009
همون پیرمردی بود که گفته بودم هر روز دو بار در مسیر رفت و برگشت میبینمش؛ دیروز باز هم بعد از 4 ماه دیدمش و خیالم راحت شد!
- یادم نیست؛ گفته بودم؟!
-رفته بودم سر حوض
تا ببينم شايد ، عكس تنهايي خود را در آب ،
آب در حوض نبود
.
.
.
باد مي رفت به سر وقت چنار.
من به سر وقت خدا مي رفتم.
پ
- یادم نیست؛ گفته بودم؟!
-رفته بودم سر حوض
تا ببينم شايد ، عكس تنهايي خود را در آب ،
آب در حوض نبود
.
.
.
باد مي رفت به سر وقت چنار.
من به سر وقت خدا مي رفتم.
پ

1 comments:
بسیار زیبا