Author: شیرین
•Sunday, November 07, 2010
یادمه وقتی بچه بودم هر وقت کارتون دختر کبریت فروش رو میدیم گریه می کردم
 
امروز  وقتی داشتم 
تک و تنها
 توی سرما 
راه می رفتم
و
نمی رسیدم
 و یک کمی  هم می ترسیدم 
مطمئن شدم که گریه هام الکی نبوده و واقعا حس دختر کبریت فروش رو  درک می کردم 
با این تفاوت که من میخواستم هر چه زودتر برگردم خونه ولی اون نه

|
This entry was posted on Sunday, November 07, 2010 and is filed under . You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

0 comments: