Author: ففری
•Sunday, February 20, 2011
یادته دستت رو گاز گرفتم و خون اومد

یادته پایه ی میز رو رها کردم و خورد روی پات و ناخنت تا کلی وقت سیاه بود

یادته شیشه ی ماشین رو دادم بالا و انگشتت بین شیشه و پنجره له شد



این ها رو که حتماً یادتونه، من یک عالمه ی دیگه هم یادمه

!!!!امّا من که نمی خواستم
|
This entry was posted on Sunday, February 20, 2011 and is filed under . You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

0 comments: