Author: ففری
•Monday, April 18, 2011
:زمزمه ی بلند بلندی هست که این روزها زیاد می شنوم

من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشیِ من ، سهل و آسان می رسد
پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست
پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟

|
This entry was posted on Monday, April 18, 2011 and is filed under . You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

2 comments:

On April 20, 2011 at 6:19 AM , شیرین said...

آی ففری عاشق شدی رفت

 
On April 23, 2011 at 2:17 AM , ففری said...

چرا عاشق نباشم؟!