Author: ففری
•Thursday, June 09, 2011
من شکایت دارم؛

از پشه ای که مدام موقع حرف زدن مزاحم میشه؛
از موزاییکهای کف پیاده رو که لق میخورن و زیرشون آب جمع شده؛
از آب دهن هایی که جا به جا تو پیاده رو هاست؛
از خودپردازها، از قیافه ی اتوبوسها، از بند کفشهایی که بسته نشدن یا اونهایی که هیچ وقت باز نمیشن، از آدامسهایی که راحت باد نمیشن، از جدول هایی که راحت حل نمیشن، از مورچه هایی که روی جدول خیابون ها راه می رن
...

از دزدها
از آدم هایی که حرف، بی مایه میزنن
از اون هایی که نیستن
از تو؛
از اویی که کنار توست؛
از رنگ هایی که پریدن
از راههایی که تمومی ندارن
از ایران
از ایرانی
از غیر ایران
از غیر ایرانی
.
.
.
.
و

....از آسمون ابری ای که نباره



:زمزمه ی روزها و لحظه های زیادی ست
چه در دل من، چه در سر تو

|
This entry was posted on Thursday, June 09, 2011 and is filed under . You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

2 comments:

On June 10, 2011 at 2:10 AM , saeh ban said...

inha harfaei ke poshte ruhemoon,dar pase zehnemun , nemidunam be har hal ejaei az vojudemun roo ham talanbar shodan
vaghti ke shoru mikonim be shekayat kardane azashun , yani az e mozue mohemi narahatim , be dalaeli nemikhaeim az un mozu shekayat konim ama bayad az e chizi shekayat kard (albateh mamooolan intorieh)
hala begu bebinam un chiehe ke fafari ba inhame moghavemato sarsakhtio aziat kardekarde ?khoshhal misham shenavande basham

 
On June 10, 2011 at 8:40 AM , شیرین said...

من هم خیلی شاکی ام
ولی دیگه چرا گیر میدی به مورچه های بیچاره