Author: ففری
•Tuesday, October 15, 2013
:دیگر دم که بنا بود بعد بگویم 

....همدم


و خدا؛
چه خوش نشانده است برایمان
Author: شیرین
•Thursday, August 22, 2013
دلم تنگه
دلم تنگه
دنیا با من هی می جنگه
هی می جنگه
هی می جنگه
هی می جنگه
...

ففری جون چی شد آهنگ پس

Author: شیرین
•Sunday, April 28, 2013
Do not mistake temptation for opportunity
Author: ففری
•Thursday, February 21, 2013
ماشین رو روشن میکنه و راه میفتیم.
من کنارش نشستم و اون با من حرف میزنه و من با اون، کنار اون تنها جاییه که سکوت همه جاهارو پر نمیکنه.
میرسیم و باهم میدویم سمت تاب و باهم مسابقه میدیم که هر کسی بیشتر بره بالا، میخواد که تا آسمون بره نقلی ریزه  من :)
بعد میریم چرخ و فلک.
میگه "چشماتو ببند و سرتو این وری خم کن"
منم سرمو همه طرفی میبرم که همه رو امتحان کرده باشم و اون میگه " نه نه فَردی، این وری"
به حرفش گوش میکنم.
شروع میکنه خندیدن و وسط خنده اش میگه " واااااای فَردی" و باز میخنده.
با اینکه داره یه جای خالی رو روی قسمت ثابت چرخ و فلک میبینه اما بازم میخنده که غصّه نخوریم
 و من میدونم که چقدر دوستش دارم این ریزه رو
و الآن تو آسمونه نقلی ریزه ی من


زمزمه ی این روزها:
خوشبخت باش....