Author: ففری
•Sunday, August 29, 2010
:با مفاهیمی از دل بیشتر آشنا شدم

دلی که گرفته؛
دلی که افتاده؛
دلی که شکسته؛
دلی که تنگ شده؛
دلی که آزرده؛
دلی که رنجیده؛
دلی که رفته؛
دلی که آرمیده؛
دلی که لرزیده؛

....دلی که به دلی راه یافته
Author: شیرین
•Friday, August 20, 2010
آره  به همین سرعت یه سال شد که من به "رحمت خدا" رفتم. گفتم یادتون بیارم  شاید که خواستین مجلس یادبودی برام بگیرین
توی این یکسال یه چیزایی رو فهمیدم. ولی هنوز  یه عالمه سوال توی ذهنمه که اگه بخوام خلاصه شون کنم میشه این: چرا؟ واقعا چرا؟ اگه من جواب این سوالهامو پیدا کنم تا قبل از اینکه بمیرم، اونوقت احساس خوشبختی میکنم
دیگه اینکه فهمیدم 
خیلی آدم مزخرفی هستم ولی نه خودم به روی خودم میارم و نه شما
و 
خیلی اشتباه میکنم ولی درس عبرت نمیگیرم
بیشتر ازاین مثال نمیزنم تا آبروی خودمو بر باد ندم

ولی تصمیم گرفتم آدم خوبی بشم. فقط نمیدونم چه جوری؟ ولی شما امیدوار باشین. خودم هم سعی میکنم امیدوار باشم

Author: شیرین
•Tuesday, August 17, 2010
انگشتم یه تاول  گنده زده. یعنی خیلی گنده ها. یه تاول آبدار. یعنی خیلی آبدار
 آخه سوخته 
حالا نمیدونم چرا اینقدر ذوق دارم که بهش نگاه کنم. یکی نیست بگه تو چرا آدم نمیشی 
Author: ففری
•Tuesday, August 10, 2010
،مشغولم
....مشغول باز کردن گره هایی که جدایی را باعثند


:زمزمه این روزهاست

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری؛ شکسته قلب من، جانا به عهد خود وفا کن
Author: شیرین
•Thursday, August 05, 2010
Believe it or not,
Like it or not,
I still believe in what I'm feeling.

Author: شیرین
•Sunday, August 01, 2010
کلی غم و غصه تو دلم قلمبه شده چیکار کنم خب
اگه میتونستم تنهایی خونه بگیرم اونوقت هرشب که میرفتم خونه کلی گریه میکردم. باید گریه کنم  اساسی
مثل اونروز که با سینا جونم حرف زدم
شنبه دو هفته پیش بود که بعد از نهار در تنهایی و غربت نشسته بودم تو اتاق دانشجویان دکترا. اصلا اعصاب نداشتم برگردم آفیس. چوچو هم اونروز دیوونه شده بود. تلفنم که زنگ خورد سینا جون بود. وقتی بهم گفت "میخوام بیام پیشت" بغضم ترکید حتی بعد از نیمساعت که برگشتم آفیس گریه بند نمیومد.مجبور شدم برم بیرون از دانشکده. یکساعت گریه کردم. ولی خیلی خوب بود. به نظر من که گریه کردن اصلا نشونه ضعف نیست. اتفاقا نشونه اینه که دل آدم هنوز زنده ست و کلا زندگی براش مهمه. ولی با وضعیت مزخرفی که زندگی من داره دلم بزودی میمیره. خیلی احساس بدبختی میکنم