Author: ففری
•Thursday, November 26, 2009
دیدین:
-
بعضی وقتا بغض گلوی آدما رو میگیره، بعد گریه شون میگیره
-
بعضی وقتا آدما گریه شون میگیره، بعد بغض گلوشونو میگیره
؟
دیدین؟


ادغامش کنین....

ع



زمزمه ی این روزهایم:
ع

خدایا، خدایا
یگانه تویی
همه گریه ها را بهانه تویی

Author: شیرین
•Tuesday, November 17, 2009
Research Planمی خوام این بیت از حافظ رو به عنوان
: به استادم بدم


جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است

هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق

فقط نمیدونم چه جوری ترجمه کنم که مفهوم رو برسونه


Author: ففری
•Friday, November 13, 2009
چند وقت بود که انگار خوشحال نبودم از ته دل، چون دلیلشو نفهمیدم رفتم تو فاز خوشحالی الکی!!
حالا که دیدم دچار خوشحالی بی دلیل شدم، خوشم نیومد و دنبال همون دلیلی که بیخیالش شده بودم، گشتم؛

فهمیدم چند وقته که حس نمی کنم خدا دوستم داره

پی:(!)
1)
- اَاا، یک ماه گذشت
- اَاااااا، دو ماه گذشت
- اَااااااااا، سه ماه و پنج روز کم گذشت
- اَااااااااااااااااااااااااااااااا، یازده ماه گذشت
2)
هی شماهایی که می دونید دارم به شما می گم!، گیر ندید وگرنه دیگه نمی تونم حرفهامو بگم!
3)
مسئول آب دادن به گلدونهای انجمن شدم.

ع
Author: ففری
•Thursday, November 12, 2009
می خواستم یه چیزی بگم!
چی بود؟!



یادم رفت....

ع
Author: شیرین
•Sunday, November 08, 2009
نه کار ایناست"
نه کار اوناست
از این و اون نیست
"از ماست که بر ماست

Author: ففری
•Friday, November 06, 2009
اینبار جمله ی "مواظب خودت باش" رو نگفت، چون میدونست که تو ابن شرایط خیلی مسخرست!
اینبار نگفت که " از کنار برو، از سایه برو، دستت رو بگیر به دیوار!"

اونقدر از اینکه چند تا آدم رو از زیر دست و پای چند تا آدم دیگه بیرون کشیده بود عصبانی بود که بی دلیل شروع کرده بود به سیگار کشیدن، انگار یادش رفته بود که از سیگار خوشش نمیاد....


ع

Author: ففری
•Friday, October 16, 2009
...
ما بايد مادرانمان را دوست بداريم
وقتي اخم مي كنند و بي دليل وسايل خانه را به هم مي ريزند
ما بايد بدويم دستشان را بگيريم
تا مبادا كه خداي نكرده تب كرده باشند
مابايد پدرانمان را دوست بداريم
برايشان دمپايي مرغوب بخريم
و وقتي ديديم به نقطه اي خيره مانده اند برايشان يك استكان چاي بريزيم
پدران ‚ پدران ‚ پدرانمان را


ما بايد دوست بداريم
...
Author: ففری
•Wednesday, October 14, 2009
"
بایست؛
بایست؛
بایست وقتی عابر رد میشه
میخوای با تیر بزنمت؟
"

اینا حرفایی بود که دیروز از یک عابر در حال عبور از خیابون، خطاب به راننده ی ماشینی که سوارش بودم، شنیدم

Author: ففری
•Wednesday, October 07, 2009
همون پیرمردی بود که گفته بودم هر روز دو بار در مسیر رفت و برگشت میبینمش؛ دیروز باز هم بعد از 4 ماه دیدمش و خیالم راحت شد!

- یادم نیست؛ گفته بودم؟!

-رفته بودم سر حوض
تا ببينم شايد ، عكس تنهايي خود را در آب ،
آب در حوض نبود
.
.
.
باد مي رفت به سر وقت چنار.
من به سر وقت خدا مي رفتم.


پ
Author: ففری
•Thursday, October 01, 2009

!متشکّرم که دروغم رو آشکار کردی، نزدیک بود همه باور کنن

Author: شیرین
•Thursday, October 01, 2009
آمریکا آمریکا
ننگ به نیرنگ تو
... خون جوانان ما می چکد از چنگ این چشم بادومیهای
Author: شیرین
•Saturday, September 26, 2009
"در پیشرفت زبان انگلیسی همین بس که بجای "اوخ" میگیم "اوپس
Author: ففری
•Thursday, September 24, 2009
این دیگه چه حسیه که به سراغم اومده؛ یا به سراغش رفتم؟!



- انگار غصّمه....

ع
Author: شیرین
•Sunday, September 20, 2009
حقیقت اینه
هر جا بری آسمون یه رنگه
اما
واقعیت اینه
ما آدمها داریم روی زمین زندگی می کنیم
Author: ففری
•Tuesday, September 15, 2009
:حالا دیگه کسی رو میخوام که
بتونم حرفامو بهش بگم و بدونه که چی میگم (از نوع برادر بزرگانه!)
همیشه مهربونیش فوران کنه (از نوع خواهر بزرگانه!)
باهام بیاد سینما و پارک، بتونیم با هم به همه چی بخندیم و بگیم ولش کن ( از نوع برادر کوچکانه! از من کوچکتر نه؛ از بزرگا کوچکتر)

.
.
.
میدونم پیدا نمیشه
Author: ففری
•Sunday, September 13, 2009
هیچ فکر نمیکردم بیدار شدن با صدای زنگ موبایل هم میتونه خوشایند باشه!


سه دقیقه و چهل و نه ثانیه؛ صدات خیلی نزدیک بود، انگار که کنار من دراز کشیده بودی....ء


Author: ففری
•Sunday, September 06, 2009
"خاموش می مانم تا به حرف درآیی، سکوت می کنم تا دیوار بینمان بلندتر نشود؛ امّا یادت باشد من هنوز همانم که بودم"



- نمیدونم امیدی هست؟
Author: ففری
•Monday, August 31, 2009
!دوسِن داران




چند شب پیش یه سؤال از بابا پرسیدم که به تعبیر بابا سؤال سختی بود! نتیجه ی صحبت این شد که: خب باباها همیشه نمیتونن دلایل رو بگن که!
- شما ها هم با این آخر هفنه هاتون، آخه شنبه و یکشنبه هم شد آخر هفته!
- کلّاً دارم یه بار دیگه زندگی میکنم.
- چند صباحیست در باب اعتیاد به گودر میشنوم؛ تا این حد آخه؟
- به اینا میگن پی نوشت؟
.
.
.
.
- همه ی اینا یعنی اینکه کلّی حرف دارم مثل اینکه


Author: ففری
•Wednesday, August 26, 2009
....وقتی یک چشم مخاطبت مصنوعی باشه، سخته تصمیم بگیری به کدوم چشمش نگاه کنی
Author: ففری
•Monday, August 24, 2009
دلگرمی برای دلی که سرد نیست




!قدری دلسردی بدهید لطفاً....