Author: ففری
•Wednesday, November 24, 2010
جایی خالیست، دستی در دستم؛
جایی خالیست، تنی در آغوشم؛
جایی خالیست، نگاهی در نگاهم؛
که
خالی می کند جای شادی را در دل و لبخند را بر لب.
این جاهای خالی هیچ کجا را پر نمی کنند مگر فاصله ها را....
پی:
- دلم دردی که دارد با که گوید....
ص
|
Author: ففری
•Friday, November 19, 2010
....هجوم زمزمه، سکوت ها در پی دارد
تو بگوی
|
Author: ففری
•Friday, November 12, 2010
آخری را بر من ببخش؛ پس می گیرم ودوستت دارم بسیار هنوز
|
Author: ففری
•Wednesday, November 10, 2010
امروز یاد روزی افتادم که بعد از مدت ها سر نخی از خودم پیدا کردم،
میان تراکم زندگی گمش کرده بودم.
-خسته ام از اعدادی که صدای خسته ی دوست داشتنی هایم را به دنبال دارند
-خسته ام از دلهره ی آینده که نمی دانم از کدام مسیر آمده و از کدام مسیر می توانم راهیش کنم، که برود؛ برود تا دوردست ها، برود تا خود آینده
-خسته ام از خستگی های هر روز
-خسته ام از سکوتی که جز آن راهی نیست
-خسته ام از دوست داشتن ....ص:منتظر می مانم تا روزی زمزمه ام گردد
همچنان که عاقبت پس از همه شب بدمد سحر
ناگهان نگار من چنان مه نو آمد از سفر
من هم پس از آن دوری
بعد از غم مهجوری
يک شاخه ی گل بردم به برش
|
Author: شیرین
•Sunday, November 07, 2010
یادمه وقتی بچه بودم هر وقت کارتون دختر کبریت فروش رو میدیم گریه می کردم
امروز وقتی داشتم
تک و تنها
توی سرما
راه می رفتم
و
نمی رسیدم
و یک کمی هم می ترسیدم
مطمئن شدم که گریه هام الکی نبوده و واقعا حس دختر کبریت فروش رو درک می کردم
با این تفاوت که من میخواستم هر چه زودتر برگردم خونه ولی اون نه
|
Author: شیرین
•Saturday, November 06, 2010
Tonight I could use a shoulder to cry on.
http://www.backupflow.com/g.htm?id=9244
|